X
تبلیغات
بازی تراوین

پیام بهبودی

راهنمای کارکرد قدم ها/سنت ها/مفاهیم

   مهمترین مطلب این است که ما باید فکر کنیم قدم هشتم آخرین قدم است و انگار قرار نیست قدم نهمی و جبران خسارتی در کار باشد! در غیر این صورت به احتمال زیاد نمی توانیم لیست خود را درست تنظیم کنیم! چون ترس هایی که از نحوه جبران خسارت داریم و برخوردهایی که ممکن است پیش بیاید ما را زمین گیر خواهد کرد! 

    در قدم هشتم ما چند نوع لیست تنظیم خواهیم کرد: لیست خساراتی که مالی هستند و لیست خساراتی که عاطفی هستند و لیست سایر خساراتی که زده ایم مثل:خساراتی که جانی بوده اند.در ضمن خسارات جانی و بدنی عاطفی هم هستند

    قدم چهارم در این جا به ما کمک می کند بخصوص آن قسمت که میگوید در این ماجرا به چه کسانی صدمه زده ام. از این بخش کمک بگیرید وهر چه را که به یاد می آورید به این لیست اضافه کنید زیرا ممکن است شما به کسی خسارت زده باشید که از او رنجش ندارید و در لیست رنجشهای قدم چهارتان نباشد.پس باید نهایت سعی خود را برای نوشتن یک لیست درست و کامل انجام بدهید.  

   

ردیف   نام فرد یا موسسه          شرح ماجرا        سال خسارت     مبلغ تقریبی خسارت 

    

  ۱              پدرم                        پول دستی         طی چند سال       ۷ میلیون تومان 

  ۲        آقای .............               پرداخت دیه              ۱۳۸۴                 ۵/۲ میلیون 

  ۳        خانم .............               دستمزد کار              ۱۳۸۳              ۴۰۰ هزار تومان 

  ۴        آقای .............                بابت اجاره          ۱۳۸۳و۱۳۸۴          ۲ میلیون تومان 

  ۵            برادرم                       پول دستی         طی چند سال       ۷۰۰ هزار تومان  

 

   من به طور نمونه به چند مورد اشاره کردم اما لیستی که من در قدم هشتم تهیه کردم شامل هشت هزارو چهارصد مورد خسارت مالی بود!!! هنوز هم گاهی به این لیست چیزهایی از گذشته که یادم می افتد اضافه می شود و در واقع این لیست خسارتهای مالی گذشته هنوز هم باز است ...

ردیف    نام فرد،موسسه و ...                       شرح خسارت عاطفی وارد شده   

   1      همسرم و خانواده اش             به دلیل اعتیاد خسارات عاطفی زیادی زده ام

   2            خانواده ام                        به خاطر اعتیادم آنها را روحی و روانی آزرده ام

   3             دوستانم                    به دلیل اعتیادم و کارهایم باعث اذیتشان شدم           

   4             همکارانم                   از نظر روحی باعث آزارشان در محل کار شده ام

   5          همسایگانمان         به خاطر مصرف مواد و دعواهای خانگی اذابشان داده ام 

 

خسارات عاطفی خیلی گسترده و بی شمارند! شاید سالها بگذرد تا ما بفهمیم چه خسارات عاطفی مهلکی به واسطه اعتیادمان به دیگران زده ایم. ما فعلا سعی می کنیم در درجه اول تا انجا که امکان دارد اینها را شناسایی کنیم.

              "عدم کارکرد قدم نهم به معنی رزرو کردن جایی برای لغزش است" 

برای جبران خسارت در قدم نهم لازم است ارتباط قرص و محکمی با نیروی برتر داشته باشیم . اعتقاد و اعتماد به نیروی برتر در این قدم نقش اصلی را دارد و باعث می شود ترس ما ازمواجهه با مشکلات پیش رو برطرف شود. 

مطمئنا دعا و نیایش ( بخصوص دعای قدم سوم ) کمک موثری خواهد بود. از خدا می خواهیم قدرت رویاروئی با کسانی که به آنها صدمه زدیم را به ما بدهد و کمکمان کند در حین جبران خسارت خسارت جدیدی نزنیم! 

بهتر است بر اساس جداولی که تهیه کردیم به سراغ جبران خسارت ها برویم بدین معنی که خسارت های مالی عاطفی و غیره را در حد امکان جداگانه برطرف کنیم، اما درعمل به دلیل اینکه برخی از این خسارتهای وارده چند بعدی هستند در جبران کردنشان دچار مشکل خواهیم شد.خیلی مهم است که متوجه شویم الان که به جبران خسارت می رویم کدام بخش از خسارتی که زده ایم اولویت دارد؟ تجربه می گوید برای شروع اول به خسارتهای عاطفی که بار مالی ندارند رسیدگی کنیم بعد به سراغ سایر خسارتها برویم. 

خیلی مهم است که از لحظه اول نیت و منظور خودمان را واضح و روشن بیان کنیم (جبران خسارت) ، تا طرف مقابل بداند ما الان برای چه پیش او هستیم! ممکن است ما به خیال خود داریم جبران خسارت می کنیم اما طرف ما برداشت دیگری از موضوع دارد و در نتیجه مشکلی باقی خواهد ماند و حتی خسارتهای جدیدی به وجود می آید. مثلا از کسی دزدی کرده ایم و حالا پول یا شیئ مورد نظر را به او می دهیم اما به خاطر ترس یا آبرواصل ماجرا را نمی گوییم. مثلا به او میگوییم پولی که قرض کردیم را پس می دهیم!خود این دروغ گفتن خسارت نیست؟ طرف هم فکر خواهد چه آدم خوبی هستید پولی که یادش نبود را به او پس دادید! دوباره هم به خود و او خسارت زدید! ما نمی توانیم با استفاده ازابزارهای گذشته به جبران خسارت برویم. در این قدم اصول روحانی توکل ( به نیروی برترصداقت ( با خود و دیگران) و فروتنی ( در مقابل نیروی برترو هنگام جبران خسارت در حد عرف) به کارمان می آیند. ممکن است دسترسی به شخص خسارت دیده به دلایل بسیاری به صورت حضوری مقدور نباشد. در این گونه موارد میتوان از طریق نامه ، ایمیل و تلفن و وسایل مشابه با آن شخص ارتباط برقرار کرد.( باید به این نکته مهم توجه کرد که اینها اسناد مکتوب و یا قابل ضبط هستند و ممکن است بعدا بر علیه ما استفاده شوند پس اول باید همه جوانب را بررسی کرد).ممکن است شخص مورد نظر فوت نموده باشد، در این صورت رفتن به سر مزارش وارتباط با خانواده اش ( جبران خسارت از طریق آنها ) می تواند راهگشا شود. 

درمورد جبران خسارت های جنسی خیلی خیلی باید مراقب بود. تجربه ثابت کرده اینگونه جبران خسارتها اگر حساب شده نباشند بیشتر به زدن خسارتهای جدید و لغزش منتهی می شوند. دراکثر جبران خسارتهای جنسی ، بجز دعاکردن برای خود و طرف مقابل هیچ کار دیگری نمیتوان انجام داد! مشورت با راهنما و دعا و مراقبه دراین گونه موارد بسیارمهم است. 

جبران خسارت از خانواده بسار سخت ترو پروسه ای طولانی تر است! زیرا بیشترین خسارت ها را به خانواده زده ایم! و بیشترین رنجشهای ما در گذشته ازخانواده هایمان بوده! با قطع مصرف اولین قدم را برداشته ایم و تا اینجا و شروع قدم نهم به احتمال زیاد خانواده هم در این مسیر بهبودی با ما همراه شده اند. گاهی خواست خانواده فقط پاک ماندن ماست! و بهترین جبران خسارت از خودشان را پاک ماندن ما می دانند. گاهی هم در برخی جاها خواستار جبران خسارت هستند. به هرحال در مورد جبران خسارت از خانواده خیلی باید صبور بود.

      درمورد خسارتهای که به خودمان زده ایم هم باید از خودمان جبران خسارت کنیم. مهمترین این خسارت ها پا گذاشتن بر روی اصول انسانی است. ما با اشتباهاتی که مرتکب شدیم هم انسانیت خود را به زیر سوال برده ایم و هم الگوی نامناسبی برای دیگران شده ایم! برای جبران خدمت صادقانه به اجتماع  بهترین کاری است که می توانیم انجام بدهیم.(بخصوص در انجمن خودمان).

      خیلی مهم است که هنگام جبران خسارت های عاطفی و مادی افکار آنموقع خود ( هنگام مصرف) را صریح و واضح بیان کنید. اجازه بدهید طرف مقابل به درک درستی از شما برسد. در آخر ضمن اینکه اظهار پشیمانی و ندامت می کنید مختصری از کارهایی که بعد از قطع مصرف در جهت جبران خسارت ها برداشته اید می گویید. اگر خسارت مادی به طرف مقابل زده اید همانجا باید بخشی از آنرا بپردازید و نحوه جبران مابقی آنرا هم مشخص کنید. با این کار طرف مقابل شما می فهمد که شما واقعا میخواهید جبران خسارت کنید و مسلما او هم انسان است و این جریان روحانی در او هم اثر خواهد کرد. در خیلی از موارد دیده شده که طرف مقابل به جبران خسارت عاطفی بسنده می کند و از بخش مادی آن می گذرد و حتی حاضر می شود کمک های جدیدی بکند. اما در کل باید کاملا صادقانه ، مصمم  و آماده برای جبران خسارت کامل از طرفتان باشید.

      در مواردی ممکن است اشخاصی ما را در معتاد شدن خود یا فرزندان و بستگانشان مقصر بدانند. در این گونه موارد باید به طوری که خوب متوجه بشوند در مورد بیماری اعتیاد برایشان توضیح داد و به آنها تفهیم کرد که چطور میشود که کسی معتاد می شود؟ برای کمک به درک درست آنها از اعتیاد می توان از راهنما، دوستان بهبودی وبرخی از کتابهائی که در این زمینه نوشته شده استفاده کرد.

      ممکن است شخص خسارت دیده نخواهد ما را ببخشد. این امری طبیعی است. معمولا خانواده و دوستانی که به ما نزدیک بود ه اند و سالها به آنها خسارت مالی و عاطفی زده ایم از ایندسته افرادند. اگر ما هم به جای آنها بودیم به این راحتی نمی بخشیدیم. این کار نیاز به زمان دارد. با شروع قطع مصرف خسارت زدن به خانواده را تا حد زیادی متوقف می کنیم و در طی کارکرد قدمها با کاربر روی بهبودی معمولا نظر مساعد خانواده را برای بخشیدن خود جلب می کنیم. حالا در قدم نهم شروع به جبران خسارت مستقیم می کنیم و بار همه اشتباهاتمان را به گردن می گیریم. ما  براساس اصول عمل می کنیم و به بخشیده شدن خیلی اصرار نمی کنیم. مهم این است که ما پیش وجدان خود آسوده خاطر باشیم که هر کاری که می توانستیم برای جبران خسارت از آنها انجام داده ایم. حالا اگر طرف ما را بخشید که خیلی عالی می شود و گرنه مابقی را به خدا واگذار می کنیم تا آنچه که صلاح است انجام بدهد.

      نکته بسیار مهم در رابطه با جبران خسارت از خانواده هست. بخصوص از پدر و مادر. اگر ما نتوانیم در این قدم رابطه با پدرو مادرمان را درست کنیم ، با هیچ کس دیگر در این دنیا نمیتوانیم رابطه عادی داشته باشیم! چون اینها الگوی فکری ما از مرد و زن هستند! و ما چه بخواهیم یا نخواهیم هر زن و مردی که می بینیم و یا می شناسیم را یه جوری به آنها ربط می دهیم! 

اصولا زمانی فرایند بهبودی واقعی شروع می شود که اولا ما در قدمهای قبل ازقدم نهم (قدم چهارم) والدین خود را ببخشیم! ودر قدم نهم هم از طرف آنها بخشیده شویم! در این هنگام است که دریچه ارتباط درست با دیگران برای ما باز می شود! حتی درست شدن رابطه ما با نیروی برتر(خداوند) در گرو درست شدن رابطه ما با والدینمان است!. 

همانگونه که تیتر این قدم به ما می گوید برای جبران خسارت اولویت با ارتباط رو در رو است. اما گاهی این به صلاح ما نیست. شناختی که ما از طرف مقابل و خودمان داریم نحوه این ارتباط را مشخص می کند. به هر حال در موارد حاد بهتر است اول جبران خسارت غیر حضوری کنیم .  مثلا کلاه کسی را برداشتیم وطرف را از هستی ساقط کرده ایم و طرف به خون ما تشنه است! بهترین کاری که می شود کرد بازگرداندن شرایط به روز اول است. شاید بعدها گشایشی بشود و بتوان طرف مقابل را حضوری دید و طلب بخشش کرد. یکی دیگر از موارد جبران خسارت غیر مستقیم زمانی است که ممکن است با جبران خسارت مستقیم شما به اشخاص دیگری اتهام وارد شود و یا رازهای برملا شود که منجر به خسارتهای جدید شود.

      در مواردی ممکن است برای جبران خسارت مجبور شوید با مراجع قانونی و زندان سرو کار پیدا کنید! مشورت درست با افراد صالح و رضایت خانواده و سنجیدن تمام جوانب کاررا فراموش نباید کرد. منظور از کارکرد قدم نهم درست کردن ارتباط ما با دنیای بیرون است حتی اگر لازم باشد به زندان برویم.

      پا گذاشتن به قدم نهم وارد شدن به دنیای عجیبی است! لذت بخشیده شدن، لذت جبران کردن اشتباهات و رهایی از احساس گناهی که سالها با خود حمل کرده ایم وصف ناشدنی است. در طرف دیگر آن درد کشیدن، خجالت ، احساس گناه ( به قول معروف گاهی آدم از ته دل می خواد الان زیر گل بره)، و له شدن غرورکاذبی است که برای خود ساخته بودیم!

      در قدم نهم ما از شخصی که همیشه واکنش گرا بوده به شخصی تبدیل می شویم که خودش آفریننده است! اینبار به جای اینکه مجبور به جبران خسارت باشیم ( مثلا به حکم دادگاه و لو رفتن) خودمان برای جبران خسارت پیش قدم شده ایم. در این قدم تنظیم امور مالی را هم یاد می گیریم و حسابدار خوبی می شویم.

      جبران خسارت  قدم نهم یک پروسه و پرونده ای است که همیشه مفتوح است. ممکن است سالها طول بکشد تا بخشی از خسارتها را بتوانیم جبران کنیم به همین دلیل ما در این قدم شروع به جبران خسارت می کنیم و در حین جبران خسارتها به قدم ده می رویم.

شنبه 1 بهمن 1390 ساعت 02:38 ب.ظ

قدم دهم/ نکات مهم در کارکرد قدم دهم

 قدم دهم قدم نگهدارنده و محافظت کننده در مقابل خارج شدن از مسیر بهبودی است.

ترازنامه قدم ده مصداق واقعی فقط برای امروز است. قدم دهم به من این امکان را می دهد که هر روز بر روی مثلث بهبودیم کار کنم و بلافاصله اشتباهاتی را که مرتکب می شوم جبران کنم.

نحوه کار کردن قدم ده:

1- در ابتدا جدولی تهیه می کنیم که در ستون اول عنوان ماجرا را می نویسیم.

2- در ستون دوم شرح ماجرا را می نویسیم و می گوییم که چرا این اتفاق افتاد؟

3- در ستون سوم شرح می دهیم که کدام ضعف اخلاقی عامل این اتفاق بود

4- درستون چهارم نحوه جبران خسارت را مشخص می کنیم.

5- در ستون پنجم می نویسیم که به جای این کار باید چه می کردم؟ یعنی رفتار سالم کدام بود؟

در هنگام نوشتن ترازنامه قدم دهم به نکات زیر هم توجه باید کرد: 

1- قرار نیست در این قدم داستان نویسی یاد بگیریم! موارد را خلاصه و مفید بنویسیم. 2- داستانی که در طی روز برایمان اتفاق می افتد و ما قادر به پذیرش منطقی آن نیستیم در این جدول جای می گیرد.

3- مسلماشرح اتفاقات خوب در این جدول جایی ندارد، اما یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه اگر نتوانیم شکر گذار و سپاسگذار این اتفاقات خوب باشیم دچار نقص اخلاقی ناشکری شده ایم و این در این ترازنامه قدم ده حتما باید مطرح شود تا دلیل آن پیدا شود.

4- در این قدم هم لازم است برای هر بخش از امور روزانه ترازنامه جداگانه تهیه کنیم تا تحلیل اتفاقات برایمان راحتتر باشد. مثلا برای موارد مالی، جنسی و عاطفی ترازنامه جداگانه تهیه می کنیم و موارد هر کدام را در ترازنامه مربوط به خودشان می نویسیم.

5- اگر به این نتیجه برسیم که ما مقصر هستیم ، باید به سرعت اقدام به جبران خسارت کنیم و گر نه اینها روی هم تلنبار می شوند و دوباره رشته کار از دستمان در می رود.

6- معمولا در چند سال اول معمولا هر روز این ترازنامه تهیه می شود اما به مرور به دلیل رشدی که در برنامه به وجود می آید نیاز به این ترازنامه روزانه کمتر می شود. فقط وقتی مسئله ای تاثیر نامطلوب روی شخص دارد ترازنامه آن گرفته می شود.

7- معمولا شبهابه گرفتن ترازنامه می پردازند اما به نظر می رسد به دلیل خستگی آخر شب، گرفتن تراز در اول صبح روز بعد بهتر جواب می دهد...

8- هر روزی که نتوانستیم جبران خسارت های آن روز را انجام بدهیم فورا آنرا در صفحه اول روز بعد می نویسیم تا جبران آنها از یادمان نرود.

9- بعد از چند سال گرفتن تراز قدم ده به صورت اتوماتیک در می آید و می توان آنرا به صورت ذهنی انجام داد بدون آنکه نیاز به نوشتن آن باشد. در واقع مهارت ترازگرفتن به قدری پیشرفت می کند که شما در آن واحد و در همان لحظه انجام کار می توانید بفهمید الان باید چه کاری انجام بدهید.در این صورت شما خیلی خیلی کمتر اشتباه می کنید! چون اصول برنامه و راه و روش درست فکر کردن و تراز گرفتن مثل جدول ضرب در ذهن شما (در اثر تمرین قدمها )حک شده است.

10- گاهی در ترازنامه قدم دهم لازم می شود به جای توضیح ضعف اخلاقیتان به سوال نقش من در این ماجرا چه بود پاسخ دهید.

11- به تجربه ثابت شده است نوشتن ترازنامه ها کمک بسیار زیادی به تمرکز فکر می کند ضمن اینکه نوشتن را هم بهتر می کند بخصوص اینکه کم کم می آموزیم منظورمان را به ساده ترین روش ممکن و کمترین استفاده از لغات به بهترین شکل ممکن بیان کنیم!

12- برای خیلی ها از جمله خود من نوشتن نوعی مراقبه و مدیتیشن است. خیلی از مکاشفه ها و ادراکات ما در اثر نوشتن به دست می آید. پس هر چه عمیق تر روی نوشتن کار کنیم نتیجه بهتری می گیریم.

13- قدم دهم الگو ساز است زیرا وقتی ما رفتار سالم را پیدا می کنیم و آنرا می نویسیم برای بعد الگو داریم و می دانیم دفعه بعد چه باید بکنیم.

14- گاهی ممکن است در ماجرایی که می نویسیم مثل قدم چهارم نقش مخربی در به وجود آمدنش نداشته باشیم اما به هر حال یک کمبودی در ما هست که باعث به وجود آمدن این ناراحتی شده ... در این گونه موارد بهتر است با راهنما مشورت کنیم.

15- لازم به یادآوری است که در جبران خسارت ما نباید اصرار به حلال کردن طرف مقابل داشته باشیم! همین که بخش مربوط به خودمان را درست انجام بدهیم کفایت می کند.

16- نکته جالب در ترازهای قدم ده این است که دوباره به این نتیجه خواهیم رسید که ما بیشتر از همه از خودمان دلخوری داریم و در نتیجه باز هم باید روی ضعفها و کمبودهای خودمان کار کنیم.

تاریخ

 موضوع

چرا این اتفاق     افتاد؟

کدام ضعف باعث شد؟

نحوه جبران     خسارت

رفتار سالم 

کدام است؟

10/4/1390

      دعوا با همسرم

حمایت نابجای من ازمادرم

غرور و حق به جانبی

من واو/عاطفی/ زیاد

نباید بحث می کردم

15/4/1390

         …..

          ……

        ……

       …..

      ……

15/4/1390

          ….

          ……

        ……

       …..

      …….

20/4/1390

         ……

           …..

         …..

      ……

      …….

قدم یازدهم قدم دعا و مراقبه و مدیت کردن( مدیتیشن) است.

مدیتیشن یا مراقبه در کل راه و روش خاصی ندارد و نمی توان گفت برای رسیدن به بهترین نتیجه این دستورالعمل را انجام دهید کفایت می کند. مراقبه کردن یا مدیت کردن در اصل یک چیز ذاتی است و مثل خیلی از خصوصیات انسانی میل به مراقبه و مدیت در همه انسانها وجود دارد! و همه می توانند آنرا انجام بدهند اما ممکن است روشهای انجام آن با هم فرق کند.

ساده ترین روش برای مراقبه کردن:

در مکانی ترجیحا روحانی و آرام نشسته و اعضاء بدن را در حالت ریلکس(راحت ترین حالت ممکن) قرار دهید.بهتر است دما و نور محل مدیت کردنتان در حالت متعادل باشد، اما برخی ترجیح می دهند در مکانی کاملا تاریک به مراقبه بپردازند. چشمهایتان را ببندید و به آرامی چند نفس عمیق بکشید. سعی کنید هیچ فکری را دنبال نکنید! به این معنی که باید اجازه بدهید افکاری که به سرتان می آیند همان طور هم خارج شوند! بدون اینکه به آنها فکر کنید و یا قضاوتی در مورد آنها داشته باشید.به تنفس عمیق و آهسته خود ادامه بدهید.اجازه دهید ریه هایتان از هوای تازه پر شود. کم کم احساس زنده بودن و نشئگی واقعی را تجربه خواهید کرد! این نشئگی سالم و طبیعی است! عضلات بدنتان را بیشتر رها کنید به طوری که وجود آنها را احساس نکنید و هیچ کنترلی بر روی آنها نداشته باشید. در این مرحله بیشترین آمادگی را برای دریافت پیام دارید. قائدتا باید فقط در آن مکان و آن لحظه باشید.مثل آبی روان که اشیاء را درون خود می برد! شما از همه چیز آگاهید، صداها و محرکهای دور و برتان را درک می کنید، اما فقط شنونده هستید و هیچ واکنشی در برابر آنها از خود نشان نمی دهید. شما هم مثل رود همه محرکهای دور و بر و افکاری که می آیند و می روند را فقط حمل می کنید و آنها کم کم در شما گم می شوند! شما می توانید بدون آنکه در مورد آنها فکر کنید آنها را تعریف کنید! مثلا بگویید الان چه صدایی می آید، بدون آنکه به آن صدا فکر کنید...!

دعا کردن هم یکی از روشهای مدیت کردن است با این تفاوت که در مراقبه کردن ما به دنبال آگاهی از خواست نیروی برتر در مورد خودمان هستیم، اما در دعا کردن خواسته هایمان را به نیروی برتر می گوییم. در واقع دعا کردن یک نوع تمرکز کردن بر روی خود و دنیای خارج از محدوده کلمه "من" است. به نظر من دعا کردن هم آداب خاصی ندارد و در هر لحظه و هر کجا می توان آنرا انجام داد البته انجام آن به صورت زانو زده یا نشسته که نشان دهنده حضور در مقابل نیرویی برتر است،به درست انجام دادن آن کمک خواهد کرد.

متن اصلی سوال: خداوندی که خود درک می کنید چگونه است و چه رابطه ای با او دارید؟

شاید پاسخ به این سوال برای من راحت باشد، اما به دلیل اینکه ممکن است برخی از دوستان تازه وارد ما ، با پاسخ من به این سوال (در واقع تجربه و درک امروز من از نیروی برتر) دچار تناقض فکری شوند از این سوال عبور می کنم. اما می توانم به جرات بگویم که این روزها رابطه بسیار قرص و محکمی با نیروی برترم (خداوند)دارم و هر روزی که می گذرد ، رابطه ام با او بهتر هم می شود.

مدیت کردن یا مراقبه به همراه دعا کردن مرا در روشن بینی و بیداری روحانی نگه می دارد و اجازه نمی دهد که به خواب رکود و غفلت بروم... در تمام روز سعی می کنم آمادگی دریافت پیام را از دست ندهم زیرا به خوبی می دانم از تک تک چیزهایی که می بینم و یا می شنوم می توانم پیام خدا را استخراج کنم! البته نباید فراموش کنم که مشورت کردن با افراد دلسوز و اهل فن هر کاری تا به امروز کمک زیادی به در مسیر بهبودی بودن من نموده ... من به تجربه به این حرف اعتقاد پیدا کرده ام که می گوید: هر گاه چند انسان درستکار و صالح در کاری ، دور هم جمع شوند ، خدا هم آنجا حضور دارد و خواست خدا ، خواست آنها و خواست آنها خواست خداست.

متن اصلی سوال: مفهوم فقط طالب آگاهی از اراده او برای خود و قدرتی که آنرا به انجام برسانیم  چیست؟

قبل از آشنایی با انجمن به خاطر خودخواهی ها و خودمحوری هایم ، فقط به آنچه که خودم می خواستم فکر می کردم و همه هم و غمم این بود که این نفس شیطانیم را ارضاء کنم! و نتیجه این خودخواهی افتادن در دام اعتیاد به مواد مخدر و هزاران مشکل دیگر بود! 

پس از قطع مصرف و قدم گذاشتن در مسیر بهبودی کم کم یاد گرفتم که از طریقه های مختلف از جمله مشورت با راهنما و دوستان بهبودی در مسیر درست قدم بردارم زیرا تجلی اراده خداوند را در مشورت کردن با دوستان بهبودی و راهنما می دیدم ... این تفکر کمکم کرد تا روز به روز با بیماریم بیشتر آشنا شوم و راههای مدارا کردن و خنثی کردن عوارض آن را هم تقریبا بیاموزم! یکی از مهمترین این راهها و تدبیرها دعا و مراقبه یا مدیتیشن کردن است.

در قدم یازده من دیگر آن بچه بازیگوش و حرف نشنو نیستم! من به پدرم (خداوند) ایمان دارم و می دانم او خیر و صلاح مرا می خواهد و انجام اراده او بهترین کاریست که من می توانم در حق خودم انجام بدهم به همین دلیل هر روز ساعتی را با خودم خلوت می کنم (مدیت کردن) و آمادگیم را برای دریافت پیام به پدر (خداوند) اعلام می کنم ...

همچنین از او می خواهم برای انجام اراده اش به من کمک کند زیرا من به تنهایی قادر به انجام اینکار نیستم.(چون نفس شیطانی من قوی تر از اراده من است ) از او  می خواهم همانگونه که در قطع مصرفم به من کمک کرد و مسیر درست را نشانم داد مرا در اجرا و ادامه بهبودی هم حمایت کند. 


<< 1 ... 6 7 8 9 10 >>